دل گیجه

مروری بر جهالت های یک مهندس تازه به دوران رسیده

دل گیجه

مروری بر جهالت های یک مهندس تازه به دوران رسیده

شیفتگی از نوع Courier

هی میخواهم بیخیال شوم نمیشود. امان از این زرق و برق دنیا! شیفتگی هم بددردی است. 

چند روزی میشود که این عشق سوزان1 مرا فراگرفته. هرچند وقت یکبار موشواره را میچرخانم و روی این فیلم کلیک میکنم و درحالیکه امید و آرزو2 در نگاهم موج میزند، به آن مینگرم و بعد انگشت حسرت جویده و  آهی جانسوز میکشم!

ماجرا از این قرار است که در ایامی که تازه با پدیده رایانه و فناوریهای رقمی آشنا شده بودم، همیشه در تخیلاتم چیزی شبیه به این را تجسم میکردم. یک جور کتاب الکترونیکی که در واقع می شود اسمش را گذاشت لوح همه کاره. 

هم کتاب است هم به عنوان دفتر یادداشت استفاده میشود. قابلیت انتقال فایل، عکس گرفتن و ویرایش عکس، نقشه، اتصال به اینترنت و ...

مایکروسافت به تازگی این پروژه را پرده برداری کرده و البته چیز زیادی هم فاش نکرده جز همین فیلم.  

البته چندوقت پیش هم "اچ پی" با  DreamScreen لوحه ای مشابه این فناوری بیرون داد، اما این Courier چیز دیگری است.  

خوبیش به این است که کاملا حس ورق زدن کتاب را در آن لمس میکنی. یا مثلا میتوانی پشت عکس چیزی بنویسی. 

فقط مچاله کردن ندارد که قرار است سفارشش را بدهم. اینکه وقتی از نوشتهای خوشت نیامد بتوانی علاوه بر دیلیت آن را خخخرررتتت(!) مچاله کنی و بعد توی یک صفحه جدید بنویسی.  

  

فیلم را میتوانید از اینجا دانلود کنید. مسئولیت هرگونه شیفتگی به عهده خواننده است!

 

این هم دو تا فیلم دیگر که پیشنهاد میکنم با دقت ببینید:  

- سال 2019 از نگاه مایکروسافت 

- فناوری مالتی تاچ (چند لمسی؟!) ویندوز 7 

 

  

----------------------------------

1. سوزان در اینجا به عنوان صفت به کار رفته.

2. این دو نفر هیچ نسبتی با هم ندارند. 

بعد الرمضان

 - خدا را شکر. ماه رمضان خوبی بود. به قول دوستی ما که از خدا راضی بودیم. حالا خدا را نمیدانم! 

- عملیات سویچینگ روز و شب طرح موفقی بود که بنا شد برای سالهای آتی نیز پیاده شود. به این ترتیب که از ساعت 10 صبح تا 6 عصر خفته شود و  الباقی بیدار.  

- یکی از آثار تزکیهی نفس و پرهیز از خوردن در ماه رمضان این است که بعد از ماه رمضان هم صبحانه میخوری، هم ناهار، هم شام، هم دم افطار گشنهات می شود هم دم سحر!  

- گوشهای از دعاهای حکیمانه استاد در سحر: 

 "خدایا مارو به امون خدا ول نکن!"  

 " خدایا اگه قدرتت مستطیله، پس رحمتت دیگه چیه!" 

... 

- یکی میگفت بیدار ماندن در سحر ماه مبارک، به صرف بیداری و نه مشغول شدن به هیچ عبادتی خودش برکاتی دارد بس عظیم. گفتم سخنی «لاچرت» گفته باشم، باشد که میان این همه مقبول افتد. اگرچه برای رمضانی مستقبل.

کارنامه درخشان

هم چنین وی در پایان سخنان خود اظهار داشت: ما امیدواریم وزارت فناوری اطلاعات به جایی برسد که باعث دعای خیر مردم شود نه نفرین آنها !

گفته می شود پیش از این "وی" اعمال محدودیت برای سرعت اینترنت را تکذیب کرده و گفته بود کار او نبوده و تقصیر بغل دستی اش بوده است.

آمار رسمی همچنان نشان می دهد که ایران دومین کشور از لحاظ سرعت و ارزانی قیمت اینترنت از پایین است.

این بود خلاصه اخبار.

TV Card

1- یکی از موضوعاتی که با استاد به طور اتفاقی تفاهم داریم همین مساله است. همین که تلویزیون اساسا چیز چرتی است. به خصوص که گردانندگان خاص داشته باشد. علاوه بر این استاد معتقد به نوعی واگرایی معنوی در گفتمان های تحلیلی ِ "نگاه تو نگاه "و ایجاد انحراف  تدریجی در حواسّ سمعی و بصری و مافوق آن و در نتیجه تخریب فرسایشی لایههای زمینشناسی عشق، هستند. (برگرفته از کتاب انسان و لایه های عشق – اثر چارلز آلوچز) 

 


2- فلذا بعد از گذشت شش ماه تی وی کارت خریدیم. تی وی کارت موجود سخت و کوچکی است که از طریق درگاه یو اس بی، مواد صدایی و سیمایی لازم را به رایانه منتقل می‌کند. این موجود با اتصال به یک فروند آنتن معمولی قادر است شبکه های رقمی و غیر رقمی را با توجه به قابلیت خود به نمایش بگذارد. گفتنی است شبکه های رقمی و غیررقمی در واقع تفاوت چندانی با هم ندارند جز اینکه رقمی، برف کمتری در تصاویر به نمایش می‌گذارد و به جز تهران در سایر شهور قابل دسترسی نیست. 


البته نوع دیگری از آن نیز در بازار موجود است که به صورت پی سی آی به رایانه شخصی متصل می‌شود که قیمت پایینتری دارد و دیگر برای دفتریادداشت (نوت بوک سابق) قابل استفاده نیست.
نمونهای از هر دو نوع را در زیر می‌بینیم.  

 

 

 


اکنون با نصب نرم افزار مربوطه شما می‌توانید به راحتی از شبکههای مختلف و متنوع و بی سروته رادیو و تلویزیون بهرهمند شده، به دلخواه خود آنرا ضبط صوتی، تصویری و یا صوتی تصویری در زمان مقرری بنمایید و یا از یک فریم عکس بگیرید و یا هر غلط دیگری که دلتان بخواهد. 


حالا سوپ قارچ و میگوی ما آماده است. امیدوارم از این برنامه لذت برده باشید.   

 


3- با توجه به اینکه سالیان سال بود که تلویزیون نمی‌دیدم، تا الان فقط برنامه عموپورنگ، حیات وحش و (صدالبته) فوتبال توانسته مرا بیش از یک ربع پای دستگاه بنشاند. برای دیدن سهوی بعضی چهرهها در بعضی سریالهای خورشیدی (که اشاره مستقیم به آن نمی‌کنم) احتیاطا کفاره کنار می‌گذارم.

 

آنفولانزای مخملی

در آستانه‌ی هلوی حلول ماه مبارک رمضان دچار یک نوع بیماری عجیب آفریقایی شده‌ام. به این ترتیب که صبح‌ها که از خواب بلند می‌شوم 13 بار عطسه می‌کنم به اضافه‌ی یکی و نصفی سرفه. بعد خوب می‌شوم تا شب. بعد شب ناگهان اشک می‌ریزم و اخلاص و بندگی از چشم و بینی‌ام جاری می‌شود و به مدت 67 دقیقه ادامه پیدا می‌کند. بعد دوباره خوب می‌شوم تا صبح. 
 

تحقیقات پزشکی نشان میدهد این بیماری مقدمه‌ی نوعی "آنفولانزای مخملی" است.  


خدا از همه قبول کند. 

  

 -----------------------

پی‌نوشت: 

 آن دفعه فرصت نکردم شرح سفر بدهم. حیف که این دفعه هم فرصت ندارم بگویم که خوانسار شهر کوچک قشنگی است که خیابان‌های آن هیچ وقت آفتاب نمی‌خورد چون درخت‌های بلند از دو طرف سایه انداخته. و خانه‌ها همه باغ‌های کوچکی است که در میان آن اتاق هم ساخته‌اند. و کوچه پس کوچه هایش جان می‌دهد برای عکس کوچه باغی گرفتن. و بافت شهر همچنان قدیمی است. و جریان رفتنمان به محلات که با آذوقه کم راه سفر بستیم و شهر به شهر رفتیم با اعمال شاقه تا سرظهر رسیدیم محلات و یکراست رفتیم دهکده گل و بعد گفتند که نمایشگاه گل، پیش پای شما تمام شد و مانده بودیم که چه کنیم که کمتر احساس سوختگی کنیم و رفتیم چندتایی آلونک مخصوص پرورش گل را دیدیم و انواع و اقسام کاکتوس از زبان مادر شوهر گرفته تا صندلی مادرزن! و بعد هم در یک رستوران سیاه و سفید از خجالت خودمان درآمدیم. و اینکه چندتا کک مرا گزید و  اینکه گلابی‌ها نرسیده بودند. حالا اگر فرصت کردم دفعه بعد شرح می‌دهم. با عکس‌هایش.

48

خوب حالا مثلا اینکه بیایم از عسل و کوه و درخت و گلابی و جوجه ذغالی و خوانسار و گلپایگان و خمین و محلات بگویم، چه تاثیری در ارتقای ایدئولوژیک یک جامعه پسامدرن خواهد داشت؟ 

 

 

* پی نوشت: این هم اثرات اضافه کردن فیدهای جامعه شناسی به گوگل ریدر، با راهنمایی های استاد!

جمله سازی

کلمات زیر را در یک جمله به کار ببرید: 

اپوزوسیون، مدرنیته، رسانه، پوپولیسم، اعتراض، کمیسیون، دشمن تراشی، دموکراسی، بورژوآ، گلابی.

من نمی دانم این حس توهم توطئه چقدر می تواند گسترده باشد؟

 

اینجا را بخوانید خودتان میفهمید چی را میگویم.

یکی نیست بگوید بیسواد جان! گوگل فقط بر اساس بیشترین کلمات جستجو شده به زبان فارسی این لیست را می آورد. فعلا که ما داریم گوگل را منحرف می کنیم!

 

 

Poshteboom Party

شب اول: 

- الله اکبر  

- اللــــــــــــه اکبر

- اللــــــــــــــــــــــــه اکــــــــبـــــــــــر!  

- ...

 

شب دوم: 

- الله اکبر 

- مرگ بر دیکتاتور 

- الله اکبر 

- ... 

 

شب سوم: 

- الله اکبر 

- مرگ بر دیکتاتور  

- مرگ بر منافق  

- مرگ بر دیکتاتور   

- الله اکبر  

- ... 

 

شب چهارم :   

- الله اکبر  

- مرگ بر منافق 

- مرگ بر دیکتاتور  

- مرگ بر م... !  

 - نامرده هر کی .... 

- می کشم می کشم آنکه...  

- ...

 

شب پنچم: 

- مرگ بر دیکتاتور  

- مرگ بر منافق   

 - نامرده هر کی .... 

- می کشم می کشم آنکه...  

- درود بر ... 

- زنده باد ... 

- لا لا لای... 

- احمـــــــــــد، شماها با ما بگین 

- سپیده، سپیده، اینجا رو... 

- خوشگلا باید برقصن!...  

- آهاااااااای، میـــــشنــــــــوی؟ میــــــــگم آقـــــــــا رضـــــــــا چطوره؟! 

 - ... ! 

 

 

پی نوشت: از تحلیل های اینجا خوشم آمد.

گزارش روزانه از انتخابات دهم

 از دفترچه خاطرات یک فعالک(!) سیاسی:  

 

دوشنبه: 

 90 دقیقه های هیجانی امشب تمام شد.(به انضمام 190 دقیقه تفسیر استاد، بعدش!) 6 بازی تعیین کننده. حمله می کردند، دفاع می کردند، آفساید می گرفتند. داور هم فقط سوت اول و آخر را می زد! حیف شد تمام شد.  

 

سه شنبه: 

همه جا شور انتخابات است. شعور انتخابات؟ بی خیال. مهم نیست که چرا، مهم این است که خوشم می آید یا نمی آید. حرف که میزنی با عده ای، این نتیجه دست می دهد که صرفا جوگیر شده است. موج که بیاید طبیعی است پیرزن همسایه بعد از احوال پرسی بحث سیاسی بکند!  

 

 چهارشنبه: 

اوج تجمعات سبزها و آبی ها و باقی رنگ ها. تا 4 صبح صدای بوق و فریاد و شعار شنیده می شد. پیامکها، ایمیل ها و فیس بوک پر است از تبلیغات و تخریبات. یعنی چه کسی انتخاب می شود؟ تحلیل های استاد تامل برانگیز است.  

 

پنج شنبه: 

دلشوره، اضطراب، بازار داغ شایعات، باید خودمان را بزنیم به طبیعت تا امروز بگذرد. مـِـن بعد هیچ شهروندی حق ارسال پیامک را ندارد. این را کسانی که به جای همه شهروندان تصمیم میگیرند گفته اند. یعنی نگفته اند، کرده اند.  

 

جمعه: 

صف ها طولانی است. فرقی ندارد چه ساعتی از روز باشد. تعرفه کم آمده. ملت در چند صف، ساعت ها ایستاده اند آخرهم موفق نشده اند. فکر میکنم یک جای کار ایراد دارد. کلی عَـرَق ملی می ریزیم تا انگشتمان آبی شود. کلاس دارد. میگرم بالا که همه ببینند!   

 

شنبه صبح:

بهت! همین!   

 

شنبه ظهر: 

یک جور افسردگی سیاسی حاد. از همان نوع که شایع شده: "دیگر رای نمیدهم" ناراحتی عمیق از اینکه این همه ساده لوح - در بهترین حالتش - در کشورت هستند.  

 

شنبه عصر: 

آمار از کل به حزء اعلام می شود. کل کشور، بعد استان ها بعد صندوق ها ! شیب خط بر اساس محورهای دو کاندید با رأی بیشتر، ثابت است. آمار رسمی حکایت از کم شدن رأی یکی از کاندیدها و کم نشدن رأی کل در دو اعلام متوالی است. تعرفه خیلی جاها کم آمده. تلاشم برای منحرف نشدن ذهنم بی فایده است!   

  

یکشنبه صبح: 

استاد دچار یک جور بیماری سیاسی شده. مواضعش متزلزل شده. سردردهای سیاسی می گیرد! محور اصلی بحث ما در مورد انقلاب مخملی و گوش های مخملی است.  

 

یکشنبه عصر:  

اعتراضات که از دیروز شروع شده، بیشتر و ببشتر شده. به اغتشاش کشیده شده. خیابان ها شلوغ است. تلویزیون تصاویر گل و بلبل پخش می کند.  پیامک همچنان قطع است. به انضمام قطعی گاه به گاه تلفن ها و فیلتر شدن خیلی از سایت ها. بازار شابعات همچنان داغ. استاد تحلیل های غم انگیز می کند.

 

یکشنبه شب:  

ما تصمیم گرفتیم خودمان را گم و گور کنیم. یعنی خودمان را بزنیم به گم شدن. یعنی همان گمشدگان! زده ایم به سیم آخر و داریم یک بند LOST می بینیم. اعصاب میخواهد این همه فشار حرف ها و نقل ها و تحلیل ها. به این وسیله سعی می کنیم دقایقی صورت مساله را پرت کنیم ولی نمی شود! 

 

دوشنبه: 

زد و خوردها ادامه دارد. به نظر می آید برای جمع کردن چند جوانک که شعار می دهند نیازی به گارد ویژه نباشد. فقط اوضاع را بی ریخت تر می کنند. عده ای هم سوء استفاده می کنند. طبق آمار اعلام شده در بعضی شهرستان ها 105 درصد مشارکت مردمی در انتصابات بوده! چقدر احساس مخملی بودن گوش هایم روز به روز تقویت می شود!  

 

سه شنبه: 

راهپیمایی ها، تجمع ها، اعتراضات، استعفاها، بیانیه ها و ... در دو دسته ی موافقان دولت و مخالفان آن ادامه دارد. خیابان ها پر از خورده شیشه و خس و خاشاک شده! "بلبشو" واژه ای است که بی بی سی فارسی به کار می برد. استاد مشاوره ی رایگان سیاسی میدهد به اقصا نقاط!

 

چهارشنبه:  

مواضع و منش معترضین مشخص است. حسابشان از آشوبگران جدا شده. ابطال انتخابات آری یا خیر؟ گفتگوها همچنان ادامه دارد...  

روزها می گذرد. اما هنور فکر میکنم یک جای کار ایراد دارد. نمی دانم چرا دستم از مشت محکمی که روز جمعه به دهان یاوه گویان زدم هنوز درد می کند!