X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 4 بهمن 1390

پشه

مدتیه خونمون شده پر پشه. یعنی همینجوری که نشستیم دویست تا پشه هم دورمون دارن میگردن با مسالمت تمام زندگی می کنن بامون. بعد عین تولیدی هی زیاد میشن. هرچی میکشی باز هی بیشتر میشن. اصن یه وضعی.
تفریحات مختلفی ساختیم ازش. مثلا تو دو دیقه هر کی بیشتر پشه بکشه. یا مسابقه میذاریم هر کی بتونه یه پشه تو مشتش بگیره بدون اینکه آسیب ببینه. بعدشم آزادش کنه. حالا همین کار رو با دوتا پشه همزمان بکنه و... این قبیل تفریحات سالم پشه ای.
 تو فکر افتادم بگیریم بسته بندیشون کنیم صادر کنیم برای یه کشوری طرفای چین که از این آت و آشغالا می خورن. والا. شاید یه جزیره دور افتاده شرقی باشه که مردمانش عاشق پشه باشن. صبح ها نون پنیر پشه بخورن. ظهرها پشه پلو و شبها کوکوی پشه. کسی چه میدونه؟
روزی یه بسته صدتایی قشنگ درمیاد. یعنی پشه ای صد تومن هم که حساب کنیا، میشه بسته ای ده هزار تومن. بعد فکر کن تو ماه میشه، سیصدهزار تومن. سیصد تومنم سیصد تومنه دیگه. یه گوشه این زندگی رو میگیره.  بد میگم بگید بد میگی.
فکرای بیزینسیم زیاد شده.