X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 8 شهریور 1387

اَلـاُلـمـبـیـک!

حالا من یک چند روزی سرم گرم بود و وقت (بخوانید حال و حوصله) نداشتم ببینم توی این مملکت چه خبر است، چه معنی دارد همه جا به هم بریزد؟! یک دقیقه حواس آدم به این‌ها نباشد این جوری می‌شود دیگر. پا از دست کوتاهتر برمی‌گردند. حالا من هی به شما می‌گویم زمین پکن کج است می‌گویید نه! می آیند بی‌خودی به یک عده‌ی بی گناه دیگر گیر می‌دهند. بی‌انصاف‌ها، این اجنبی‌ها، برداشته‌اند یک مُشت حریف قوی آورده‌اند ریخته‌اند وسط، بعد انتظار دارند ما ببریم! خوب این اِند بی عدالتی‌ست دیگر. این حریف‌های قوی از کجا آمده‌اند؟ این‌ها برمی‌دارند کلی پول و هزینه مملکتشان را اسراف می‌کنند که دو تکه طلای بی‌ارزش با خودشان ببرند. کدام آدم عاقلی این کار را می‌کند آخر؟ به جای این کارها اگر انرژی هسته‌ای می‌ساختند الان بیشتر به دردشان می‌خورد. خودشان تکنولوژی ندارند دستشان به گوشت نمی‌رسد می‌گویند: پیف پیف!! بله... می‌گفتم. من خودم مسابقات را از نزدیک تلویزیون تماشا می‌کردم. این‌ها آدم‌هایشان خیلی قوی بودند! نمی‌دانید چه کارها که نمی‌کردند. مشخص بود که معمولی نیستند! چه بسا اصلا دو پینگ یا حتی سه پینگ و چهارپینگ کرده بودند! اینها همیشه یک کاسه‌ای بشقابی چیزی زیر نیم کاسه دارند. همش با جرزنی می‌خواهند ببرند! این‌ها همش توطئه است که ما را ضعیف جلوه دهند. و الّا ما خیلی قوی هستیم. ما از رو نمی‌رویم! (از زیر می‌رویم) در المپیک بعدی هم حاضر می‌شویم تا نشان دهیم مدال آوردن هنر نیست! مهم این است که جوانمردانه رفتیم و برگشتیم!! البته اگر شرایط اینقدر بد نبود مدال هم می‌آوردیم. بالاخره هوا گرم بود. چین هم که کشور شلوغی است. حواس این ورزشکاران ما را پرت کرده بود! من شخصا پیشنهاد داده‌ام که سال های بعد این المپیک را یک جای خلوت تر برگزار کنند که اینقدر حواس پرتی ایجاد نکند. یک مشت ندید بدید می‌ریزند دور این زمین های ورزشی «هو» می‌کنند! خوب این کار اصلا اخلاقی نیست! باید تجدید نظر کنند. ما هم تلاشمان را می‌کنیم انشالله که روز به روز در همین جهت شکوفایی که داریم پیش می‌رویم، بیشتر پیش برویم! اگر برق کمتر برود البته...