ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
مریخ جای خوبی است. هوا صاف است. خیلی گرم یا خیلی سرد نمیشود. هیچ چیز خیلی بو نمیدهد. نه گل ها به طرز خاصی بو میدهند نه پاییز بوی خاصی دارد. رنگ ها هارمونی خیال ندارند. آفتاب به طرز شاعرانه ای روی پیچک های لبه ی ایوان نمی افتد. باد روی چمن زار سبز انتهای دشت نمی وزد و شاخه ها را نوازش نمیکند. همه چیز همان طور که باید هست.
...
اینجا مجبوری به زبان مریخی صحبت کنی. هر چند غریب باشد. همه با ادبیات صبح شنبه صحبت می کنند. هرچند عجیب باشد. وقتی صحبت میکنی انگار خودت نیستی. در حالیکه جز خودت نیستی! همه چیز مطابق قوانین دستور زبان است. بی هیچ گونه تخلف غیرعاقلانه.
...
مریخ جای غریب و خوبی است. من از زندگی در اینجا راضیم...
...
از دستنوشته های سفر اخیرم به مریخ.
پی نوشت یک:
نظامی. چه نظمی؟ چه نظامی؟ هان؟ جز آشفته کردن این دلها چه کرده ای؟ ای آشفتامی!
از گلایه هایم به نظامی.
پی نوشت دو:
وسواس املا گرفته ام
نکند باز املایم مشکل دارد؟
من که املایم خوب بود!
چه شده که کلمات از من میگریزند؟
انشایم هم خوب بود!
این آسمان به ریسمان بافتن هایم
فقط از سر نگرانی ست
که مبادا انشایم خوب شود!
مبادا کلمه ها آنطور که باید وصف کنند آنچه را که هست!
باید از کلمه ها بگریزم
پیش از آنکه رسوایم کنند...
از دست نوشته های قدیمی تر.
مطلب مفیدی بود
مرسی
اصلا هم مفید نبود. کلش چرت بود. شما اصن خوندی؟!
حیف که محل کار! داره تعطیل میشه. سر فرصت با دست پر میام خدمت این وبلاگ مریخی.
خجالت زده میفرمایین. دست خالی هم قبوله.
نع. فایده نداره. مشکوک میزنه این پستهای اخیر. باور کن.
مشکوک؟ پست های اخیر؟ من؟....
چقدر دلم مریخ خواست!
(چشم و همچشمی تا کی و تا کجا؟! لابد از مریخ هم اون طرف تر!)
انشای خوبت آل ردی رسوات کرده عزیز جان.
بفرما! شک جناب یاحمید هم برانگیخته شد!
تشریف بیارین. خوشحال میشن!
اعتراف کن. یاللا. بگو مریخ کجاست؟ از چه نگرانی؟ چرا میترسی کلمه ها رسوایت کنند؟ چرا مغزت منجمد شده؟ چرا به تغذیهات اهمیت نمیدی؟ هان؟ هوم؟ هاع؟ وگرنه میرم از "آل ردی رسوات" میپرسم:)
تا اون چراغ اون بالا تکون تکون نخوره من نمیتونم اعتراف کنم.
برادر آل پاچینو هستن ایشون.
رفتم نگاه کردم ببینم "سحر" کیه که نوشته "مطلب مفیدی بود". گول خوردم. یه بازدید به بازدیدای سایتشون اضافه شد. نمی دونستم "سحر" اسم فروشگاهه!
من خورده بودم قبلا گولشون رو. احتمالا بیشتر از یه گول دارن. که شما هم خوردین.
چرا کامنت نمیره
عوا چرا... حتما اینترنتت مشکل داشته. اینجا که هیش وخ مشکل نداره
نگاه کنا! بی ادبی ئه!! این همه نوشته بودم من که
تازه کپی کرده بودم مثلا اما غیرفعال شد
همین شکلی ها
حالا چی کنم؟
برم بعد بیام بنویسم. برا پست های دیگه هم. الان اعصابم خورد شده اصلا
به خودت کنترل کن. خودتو مسلط باش. چیزی نشده. باز میای مینویسی. عب نداره که. ببین عمو هم باز اومده نوشته!
شاعری بیشتر از طنازی بهت میاد!
عادت کردیم به شوخ طبعیت. این طوری که می نویسی فکر میکنم اشتباهی اومدم!
خوبی آیا؟
منم فک میکنم یه چیزی مشکوک میزنه!!
بوی شک و تردید میاد !