ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
گفتم نوروز، تا یادم نرفته بگویم خواستم روز از نو کنم که دیدم بــــَه، روز از نو روزی از نو شد. این شد که با یک بولدوزر افتادم به جانش.
بعله. عرض میکردم.
این تعطیلات کرختکننده نوروز -به انضمام تعطیلات قبل و تعطیلات بعدش -که بخصوص امسال دست به دست هم دادند- ما هم البته بهشان دست دادیم با اضافه کردن چند روز مرخصی-،-،- خیلی برای بشریت مضر هست ها. اغلب بشریت مشکل لخ لخ کشیدن خودشان بعد از این خوشی بیرحمانه را تجربه کردهاند. اما در مورد بخشهایی از این بشریت، حادثه ناگوارتر بود. در حدی که مثلا نیاز باشد صبح شنبه زنگ بزنند و آدرس محل کار را بگیرند که کجا بود اصلا! و بعد حالا پسوردم چی بود؟! و بعد هم طبیعتا کلا جریان چی بود و من اینجا چیکار میکنم؟!
بعله. و یا مثلا مثل امروزی یک نفر بیاید احوالشان را سخت بپرسد و ماچی هم حواله کند و بعد ایشان بر و بر نگاهش کنند که خانم فلانی چرا اینقدر مرا تحویل میگیرد و بعد که حادثه تمام شود مثلا یکی دوساعت بعدتر حتی، یادشان بیاید که این که خانم فلانی نبود که! خانم فلانی بود که ازقضا کمی تا قسمتی هم فامیل است! اصلا خانم فلانی چه ربطی به آنجا داشته و من چرا این فکر را کردم و چه کسی بود صدا زد : اوهوی؟!
حالا این خانم فلانی که فکر کردم فلانی است را مرتب هم میبینم ها! نه اینکه دورادور بشناسم! فقط خدا را شکر که تسلیت نگفتم و الا گندش در میآمد!
حالا این فراموشیها و کرختیها و ... بخشی از ماجراست. بخشی هم مربوط به فعالیت مغزی میشود که مثلا سیم تلفن را وصل نکردهای به مودم ای دی اس ال و نمیدانی چرا وصل نمیشود اینترنت؟! و یک نفر آسمان جُل بیاید بهت بگوید که سیم تلفن بهش وصل نیست! و تو هزار و یک توجیه بیاوری که همزمان داشتی مودم وایمکس هم ست میکردی و یک لحظه اشتباه کردی. اما چه سود؟! این ننگ را باید با کدام لکه گیر چند آنزیمه شست؟ آیا این فقط به کُندمغزی برمیگردد؟ یا به مشکلات دیگر ذهنیک هم برمیگردد؟ اصلا میرود یا برمیگردد؟ باری. این قصه سر دراز دارد.
همه ی اینها یکطرف، این دل صاحاب مرده هم همانطرف.
آره بابا دهنمون صاف شده
از بعد از عید به اینور شبا خوابم نمیبره درست :((
این پشه های لعنتی هم که اصلا یه وضعی
تا یادم نرفته بگویم که خیلی ممنون. تشکر. تشکر.
تا یادم نرفته خواهش میکنم.
بنابراین یاد بگیریم که هر وقت خیط شدیم دستمان را سمت بینی مان نبریم حتی اگر کمی سوختگی یا سوزش در آن ناحیه حس کنیم از بابت مثلاً وصل نبودن سیم تلفن و یک آسمان جل که بگوید: سیم وصل نیس. آره. نوروز مبارک!
بعله. ما کلا مودبیم. دستمان را سمت بینی نمیبریم. بعله. نوروز حتی!
ای وای!!پس فراموشی چهره ها بین جوجه مهندس ها شدیدا واگیره!!
کلاً خودم هم نفهمیدم چی به چی شد فقط اینکه آبرو و حیثیت داشته و نداشته ما رو اساسی برد!!!
تجربه اش رو دارم اساسی!!
منم بعد از 2-3 ساعت فهمیدم این خانوم اون خانوم نبوده و یه خانوم دیگه بوده!!!!
ای ول ! ورودت رو به جرگه ی خودم تبریک و تسلیت میگم!
آره... اساسی میبره حیثیت رو.