X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 3 اردیبهشت 1390

ته تیلات خود را چگونه گذرانده شدید؟

هی میگیویم بابامجان سخت نگیر. همین ها که نوشته ای توی وان نوت ۱کپی پیست کن اینجا. طوری نمیشود. هی می گوید نع، باید از زیر بررسی بگذرانم. اردشیر از زیر بررسی گذراندنت را ببرند۲. خوب همین کارها را میکنی که اینجا اینطور خاک می خورد دیگر. 

 


۱. این وان نوت را شما هم میشناسید؟ یادم بندازید یکبار شرح حالش را بگویم. خیلی نرم افزار پاک و باخدایی است. آدم شرمنده اش می شود اینقدر که خوب است. 

۲. اردشیربردن یا اردشیر شستن: کنایه از مرده شور بردن است. اصولا بکاربردن فحش جایگزین با طنین و واج های مشابه دل آدمی را خنک و زبانش را پاکیزه نگه میدارد. (به نقل از لغت نامه بنده خدا) 

 

 

 

 

(نوشته های زیر تاریخ تولیدش برمی گردد به یک ماه قبل). 

 

 

یک گونه هایی از بشر اخیرا یافت شده اند که در هفته های آخر اسفند مسافرت می روند و در نوروز خانه تکانی میکنند. بعد خوب خودتان حساب کنید یهو زنگ می زدند میگفتند برویم دیدن فلانی الان؟ نمیشد بگویی که کلهم کمد را ریخته ای بیرون و رفته ای بالای نردبون. مجبور بودی بگی اوهوم، ممنون، و بعدش بگی تقصیر خودته ای نادون. (از بچگی مسجع میگفتم.)
خلاصه فکر میکردیم گونه ی کمیاب و عجیبی هستیم که یکهو به گونه ای برخورد کردیم که قبل از عید سفر میرفتند، توی عید میخوردند و میخوابیدند و بعد از عید خانه تکانی میکردند. این خدا هم عجب مخلوقاتی دارد ها. 

---------- 


واقعا خیلی احساس خوبی به آدم دست میدهد وقتی هرجا میروی عید دیدنی، تا می بینندت (حالا طرف یک ساله ندیدتت ها) بلافاصله بعد از چطوری میگویند: آخ راستی خوب شد دیدمت یه سئوال کامپیوتری داشتم... یا مثلا خوب شد اومدی یه توک پا برو ببین این کامپیوتر ما چشه؟ و در مواردی هم باید جواب پس بدی که: شما پس چی بلدین، این کامپیوتر ما پکیده، خوب یه فکری بکنین دیگه!
به قول استاد معزز : خوب شد ارولوژیست نشدیم وگرنه در دید و بازدیدهای عید که دوستان یاد مشکلاتشون میفتادند، کار سختی داشتیم!
کلا احساس خوبیه این احساس آچار بودن. 


------------ 


بالون، سالاد، بچه، کشک، گاگول، خیلی بی شعوری و .... !
اینها سوژه هایی بود که از این سر مترو تا آن سر مترو مورد بیست سئوالی من و استاد قرار گرفت. نکته اش این است که تخصص داریم در به گند کشیدن هر نوع تفریح سالم! همه چیز هم از آنجایی شروع شد که وقتی باخوشحالی گفتم: کشک؟ گفته شد: برو کشکت بساب! لذا بود که فکری انتقام جویانه مرا فراگرفت و در انتقام، لذتی هست که عمرا در عفو باشد و این شد که آن شد. باشد که درس عبرتی باشد برای سایرین. 

 

-------------- 

 

 پی نوشت:

اصولا سعی میکنم پاسخ کامنت ها را بدهم. میتوانید یک ماه بعد از نوشتن کامنت با در دست داشتن کدرهگیری و شماره 16 رقمی پشت کارت پاسخ کامنت خود را مشاهده کنید.