X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 14 مهر 1388

خدابیامرز

توجه: عکس کاملا جنبه تزئینی داشته و بی ربط به موضوع است.




من در یک مکان عمومی مخصوص نسوان! (1) :



A : آره خلاصه الان مدتیه دیگه دل و دماغی برام نمونده.

 (من از وسط بحث گوشم تیز شد)


B : جدی میگی؟


A : آره والا. دیگه دنیا برام بی رنگ شده. به جون خودم راس میگم. بی مفهوم شده.

(در این قسمت تیزتر شد که بفهمم جریان چیه)


A : شبا دیگه به چه عشقی برم خونه؟ خستگیم با چی در بره؟

(آخی بنده خدا لابد کسی رو از دست داده یا مریضی داره...)


B : آره منم دوسش داشتم.

(A چشمش به نگاه ترحم وار من می افتد)


A : آره والا نمیدونی از وقتی جومونگ تموم شده چقدر افسردگی گرفتم!!


من: پپخخخخخخ!!!


B: چی شد خانم چیزی شده؟


من: (سرفه) نه فکر کنم یه چیزی پرید تو گلوم!!



نتیجه: ؟!؟



پی نوشت:

در ادامه من افزودم که نگران نباشد آنقدر افسانه دارند که سر ما را گرم کنند و خانمی دیگر افزود که به زودی جومونگ 2 می آید، خودش را خیلی ناراحت نکند. خلاصه هرکس به طریقی تسلی میداد!



----------


1. اگرچه منظور گرمابه نیست ولی عموما در اجتماعاتی از این قبیل سنگ پا گم و گور می شود!